موجز عن القراءات والروايات

فهرست مطالب




تعریف، موضوع، فایده و فضیلت علم قراءات
 
تعريف: علمی است که می توان به وسیله آن پی به چگونگی ادا کردن کلمات قرآن برد.

موضوع: موضوع آن چگونگی تلفظ کردن کلمات قرآنی است.

فایده: جلوگیری از وقوع اشتباه در تلفظ کلمات قرآن، و تحریف و تغییر در آن.

فضیلت: از شریف ترین علوم شرعی است، زیرا علمی است که رابطه  مستقیم با شریف ترین کتاب آسمانی، قرآن کریم دارد.

 
حکم شرعی در یادگیری آن

یاد گرفتن و یاد دادن آن واجب کفائی است، یعنی اگر گروهی به آن مشغول شوند از دیگران ساقط است.


تغییر این قراءات چه تأثیری در معنی قرآن کریم دارد و آیا معنی هم تغییر میکند یا فقط در تلفظ است؟

پاسخ: برخی از اختلافات در قرائت منجر به تغییراتی در معنی می شود مانند ننشزها وننشرها ، که اولی به معنی ترکیب کردن استخوانها بر یکدیگر بوده و دومی به معنی زنده کردن دوباره می باشد ، البته اینگونه تفاوتها در نهایت یک مفهوم را می رسانند 

وبرخی دیگر از اختلافات ظاهرا در معنی قرآن تاثیری ندارند مانند ادغام و اظهار و اماله، و مقدار مد.

انواع قراءات و روایات

عموما ده قرائت وجود دارد که هر قرائت نیز منسوب به قاری آن می باشد ، این ده قرائت عبارتند از: نافع    مدنی ، عبد الله بن کثیر مکی ، ابو عمرو بصری ، عبد الله بن عامر شامی ، عاصم کوفی ، حمزه کوفی ، علی کسائی کوفی ، ابو جعفر مدنی ، یعقوب حضرمی، و خلف کوفی. 
و هر قاری نیز دو راوی دارد ، بنابراین مجموع روایتها بیست روایت است ، قالون و ورش از نافع ، بزی و قنبل از ابن کثیر ، دوری و سوسی از ابو عمرو بصری ، هشام و ابن ذکوان از ابن عامر دمشقی ، شعبه و حفص از   عاصم ، خلف و خلاد از حمزه ، ابو الحارث و دوری از کسائی ، ابن وردان و ابن جماز از ابو جعفر مدنی ، رویس و روح از یعقوب حضرمی ، و اسحاق و ادریس از خلف کوفی.
تمام این قراءات بر اساس قول صحیح متواتر می باشد.
از بین این ده قرائت ، هفت قرائت اول از شهرت بیشتری برخوردار هستند که حافظ نیز در دیوانش به چهارده روایت که همان هفت قرائت اول می باشد اشاره کرده است.
عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ:: قرآن زبر بخوانی در چارده روایت
البته قرائتهای دیگری نیز وجود دارد که به قرائتهای شاذ مشهور می باشند و علت شاذ بودنش نیز این است که با رسم مصحف عثمانی مخالفت دارد.
زیرا شرط معتبر بودن روایت یا قرائت سه چیز است: اینکه با رسم الخط عثمانی موافق باشد ، و سندش صحیح باشد ، و موافق با قواعد نحو باشد.
اگر شرطی از این سه شرط مختل شود آن قرائت شاذ می باشد.
 

تا چه حد این قراءت ها معتبر هستند و چرا بیشتر قراءت حفص منتشر شده و بقیه کمتر معروف هستند؟

همه قرائتهای دهگانه به یک اندازه معتبر بوده و می توان در نماز یا خارج نماز به هر قرائت و روایتی قرآن را تلاوت نمود.
سبب انتشار روایت حفص بن سلیمان در حقیقت پشتیبانی هفتصد ساله حکومت ترکان عثمانی از این روایت بوده است.
آنها در تمام اماکنی که در قلمرو خود داشتند این روایت را آموزش می دادند و نمازها را نیز با همین روایت می خواندند.
ولی در کشورهایی که از قلمرو حکومت عثمانی ها خارج شده بود تا اکنون به قرائت زمان عباسی ها که قرائت نافع مدنی بوده است قرآن را تلاوت می کنند ، در این زمینه می توان کشور الجزائر و لیبی و تونس را نام برد که به دو روایت ورش و قالون تلاوت می کنند.
وسودان نیز به روایت دوری از ابی عمرو بصری تلاوت می کنند.
از طرف دیگر آسانی روایت حفص را می توان یکی از اسباب انتشار آن دانست.  
و امروزه نیز اغلب دولتهای اسلامی به روایت حفص از عاصم اکتفا نموده و تمامی آموزشهای دینی خود را بر آن استوار ساخته اند.

چرا این قراءت ها به این نام ها نامگذاری شده اند یعنی قراءت قرآن چرا به اسم اشخاص هست؟ مگر روایت قرآن کریم نباید از طریق تواتر باشد و به یک شخص و راوی نباید اکتفا شود؟

پاسخ: نسبت قراءتهای مختلف به اشخاص به این علت است که ایشان در قرائت منسوب مهارت پیدا کرده و قواعد و اصول آن را کاملا درک کرده است و بر اساس این فهم دقیق تمام عمر خود را در تعلیم آن سپری کرده است ، و به همین منظور می گویند قرائت نافع یا قرائت عاصم ، و از این جمله چنین بر نمی آید که ایشان این قرائتها را از پیش خود ساخته اند و اختیار کرده اند.
اما در مورد تواتر باید گفت که اصل قرآن متواتر است ، و کیفیت خواندن آن نیز که همان علم قراءات نامیده می شود اکثر علما بر این اعتقاد هستند که مانند خود قرآن متواتر است ، و نسبت دادن قرائتی به شخصی دلیل بر این نیست که فقط آن شخص بدین گونه خوانده است ، بلکه همان طور که  ذکر شد به دلیل مهارت و فهم دقیق شخص مذکور و التزام به تعلیم آن در طول عمر باعث شده که ذکری از بقیه قراء به میان نیاید.
همانگونه که امروزه مثلا در یک دانشکده صدها دانشجو درس می خوانند و در نهایت دو سه نفر از آنها به مراتب عالی و والای آموزشی دست خواهند یافت ، و نام این چند نفر است که بر زبان می افتد و همه از آنها یاد می کنند ، ولی آیا می توان گفت که فقط این چند نفر در این دانشکده درس خوانده اند ؟ طبیعی است که خیر.
 

قراءات دهگانه و راویان آن

1 ـ نافع مدنی: ابو رویم نافع بن عبد الرحمن بن أبی نعیم اللیثی ، اصلیتش از اصفهان است ، وفاتش سال 169 هجری قمری در مدینه منوره می باشد.

راویان نافع:

أ ـ قالون: عیسی بن مینای مدنی ، أبو موسی ، قالون لقب ایشان است ، گفته می شود نافع به دلیل قرائت خوبش به او این لقب را داده است ، زیرا قالون در زبان رومی به معنی خوب است ، وفاتش سال 220 هجری قمری در مدینه منوره می باشد.

ب ـ ورش: عثمان بن سعید مصری ، أبو سعید  ، و ورش لقب ایشان است ، و سبب ملقب شدنش نیز سفیدی زیاد پوست ایشان بوده است ، وفاتش سال 197 هجری قمری در مصر بوده است.



2 ـ ابن کثیر: عبد الله بن کثیر مکی ، از تابعین بوده و در سال 120 هجری قمری در مکه فوت کرده است.

راویان ابن کثیر:

أ ـ البزی: احمد بن محمد بن عبد الله بن أبی بزه ، موذن مسجد الحرام ، أبو الحسن ، سال 250 هجری قمری در مکه مکرمه فوت کرده است.

ب ـ قنبل: محمد بن عبد الرحمن بن محمد بن خالد بن سعید مکی مخزومی ، أبو عمرو ، قنبل لقب ایشان  است ، سال 291 هجری قمری در مکه مکرمه فوت کرده است.



3 ـ أبو عمرو بصری: زیان بن العلاء بن عمار المازنی البصری ، و گفته می شود اسمش یحیی است ، سال 154 هجری قمری در کوفه فوت کرده است.

راویان أبو عمرو بصری:

أ ـ الدوری: أبو عمر حفص بن عمر بن عبد العزیز الدوری النحوی ، کلمه الدور نام مکانی در بغداد است ، سال 246 هجری قمری فوت کرده است.

ب ـ السوسی: أبو شعیب صالح بن زیاد بن عبد الله السوسی ، وفات ایشان سال 261 هجری قمری می باشد.



4 ـ ابن عامر الشامی: عبد الله بن عامر الشامی الیحصبی ، أبو عمران ، ایشان از تابعین می باشند ،  قاضی دمشق در زمان خلافت ولید بن عبد الملک بوده است ، سال 118 هجری قمری در شهر دمشق فوت کرده است.

راویان ابن عامر:

أ ـ هشام بن عمار بن نصیر ، قاضی دمشق ، أبو الولید ، سال 245 هجری قمری در شهر دمشق فوت کرده    است.

ب ـ ابن ذکوان: عبد الله بن احمد بن بشیر بن ذکوان قرشی دمشقی ، أبو عمرو ، سال 173 هجری قمری به دنیا آمد و سال 242 هجری قمری در دمشق وفات کرد.



5 ـ عاصم کوفی: عاصم بن أبی النجود ، أبو بکر ، از جمله تابیعن می باشد ، سال 128 هجری قمری در کوفه وفات کرده است.

راویان عاصم:

أ ـ شعبه: شعبه بن عیاش بن سالم کوفی ، أبو بکر ، سال 193 هجری قمری در کوفه وفات کرده است.

ب ـ حفص: حفص بن سلیمان بن مغیره بزاز کوفی ، أبو عمرو ، سال 180 هجری قمری فوت کرده است.



6 ـ حمزه کوفی: حمزه بن حبیب بن عماره زیات ، أبو عماره ، سال 156 هجری قمری در خلافت أبو جعفر منصور در شهر حلوان وفات کرده است.

راویان حمزه:

أ ـ خلف: خلف بن هشام بزار ، أبو محمد ، سال 229 هجری قمری در شهر بغداد وفات کرده است.

ب ـ خلاد: خلاد بن خالد صیرفی کوفی ، أبو عیسی ، سال 220 هجری قمری در شهر کوفه فوت کرده است.



7 ـ الکسائی: علی بن حمزه نحوی ، أبو الحسن ، به دلیل اینکه در کساء احرام بسته بود به این لقب ملقب شده است ، سال 189 هجری قمری در شهر ری فوت کرده است.

راویان الکسائی:

أ ـ أبو الحارث: لیث بن خلد بغدادی ، سال 240 هجری قمری فوت کرده است.

ب ـ الدوری: همان حفص راوی از أبو عمرو بصری می باشد.



8 ـ أبو جعفر مدنی: یزید بن قعقاع ، سال 128 هجری قمری در شهر مدینه منوره فوت کرده است.

راویان أبو جعفر:

أ ـ ابن وردان: أبو الحارث عیسی بن وردان مدنی ، حدود سال 160 هجری قمری در شهر مدینه منوره فوت کرده است.

ب ـ ابن جماز: أبو الربیع سلیمان بن مسلم بن جماز مدنی ، کمی بعد از سال 170 هجری قمری در مدینه منوره فوت کرده است.



9 ـ یعقوب بصری: أبو محمد یعقوب بن اسحاق بن زید حضرمی ، سال 205 هجری قمری در بصره فوت کرده است.

راویان یعقوب:

أ ـ رویس: أبو عبد الله محمد بن المتوکل اللؤلؤی بصری ، رویس لقب ایشان می باشد ، سال 238 هجری قمری در شهر بصره فوت کرده است.

ب ـ روح: أبو الحسن روح بن عبد المؤمن بصری نحوی ، سال 235 هجری قمری فوت کرده است.



10 ـ خلف أبو محمد خلف بن هشام بن ثعلب بزار   بغدادی ، سال 229 هجری قمری فوت کرده است.

راویان خلف:

أ ـ اسحاق: أبو یعقوب اسحاق بن ابراهیم بن عثمان مروزی بغدادی ، سال 286 هجری قمری فوت کرده    است.

ب ـ ادریس: أبو الحسن ادریس بن عبد الکریم بغدای حداد ، سال 292 هجری قمری فوت کرده است.